روزهایی که می گذرند از شدت ابهام های پر سؤال و هاله ای از وعده آغوشهای زخمی،دلم فقط بستن چشمها را طلب می کند. فکر نکن هنوز، بی خیال حال دگرگون ملافه روی تختخواب و بی قرار ی بالش،
تنها نبودن را باور کن.
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
امروز دیگه جدی برف میباره، وقتی برف میاد حال خوبی دارم، حس می کنم خدا منو بغل کرده، دیدی گفتم می ترسیدی ...
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی
برچسب:
نویسنده: متین رضوانی